چاپارخانه

همه دول اروپایی و خارجی در راه پیشرفت سیر می‌کنند، ما به عصر پارینه سنگی برگشته‌ایم. حالاست که عباس‌آقا پسر عنترش را بردارد و سر گردنه چاپارخانه علم کند و پول به جیب بزند. ببینید کی گفتم.

0 دیدگاه
انتقال یک پری‌دریایی به تنگ

همسایه‌ی طبقه‌ی ششم که درست زیر طبقه‌ی مردناشناس قرار داشت، بارها این نکته را در طول یک هفته به خانم میانسال مدیریت مجتمع، متذکر شده بود که درست از هنگام ورود مرد ناشناس به طبقه‌ی بالای آنها، صدای جریان آب یک بند شنیده می‌شود و شب و روز برای آنها نگذاشته است!.

3 دیدگاه
توخالی

احمد می‌دانست وقتی رضا اینها را می‌گوید تند پلک می‌زند. رضا را خوب می‌شناخت. از صدایش معلوم بود که از چیزهایی که می‌گفت ناراحت بود. زنی بچه به بغل روی صندلی جلوی احمد نشست و برگه‌ای را از زیر شیشه به طرف میز احمد هل داد.

0 دیدگاه

پایان محتوا

صفحات بیشتری برای بارگیری وجود ندارد