داستان

چاپارخانه

همه دول اروپایی و خارجی در راه پیشرفت سیر می‌کنند، ما به عصر پارینه سنگی برگشته‌ایم. حالاست که عباس‌آقا پسر عنترش را بردارد و سر گردنه چاپارخانه علم کند و پول به جیب بزند. ببینید کی گفتم.

ادامه داستان»
داستان

ورای برکه

چند سال است هوا آفتابی نشده؟ انگار شانزده ماه است که هر روز ابرها جلوی خورشید را می‌گیرند که من هرچه دستم را رو به آسمان باز می‌کنم، از میان انگشتانم نوری بیرون نمی‌زند.

ادامه داستان»
داستان

انتقال یک پری‌دریایی به تنگ

همسایه‌ی طبقه‌ی ششم که درست زیر طبقه‌ی مردناشناس قرار داشت، بارها این نکته را در طول یک هفته به خانم میانسال مدیریت مجتمع، متذکر شده بود که درست از هنگام ورود مرد ناشناس به طبقه‌ی بالای آنها، صدای جریان آب یک بند شنیده می‌شود و شب و روز برای آنها نگذاشته است!.

ادامه داستان»
محمد عباسی
مهاجرت شباهت نزدیکی به مرگ دارد. شاید مرگی فرهنگی.
معرفی هنرمند

حمایت مالی از طریق سایت حامی‌باش

شماره‌های منتشر شده